خون آشام یک افسانه نیست!
هیولای عجیبالخلقه و خونآشامی در تگزاس پیدا شده كه چون دراكولا، در تاریكی شب به راه میافتد تا خونی بیاشامد.

فعالیت این دراكولای قرن جدید، زیستشناسان را به حیرت واداشته،
چرا كه تاكنون در هیچ نقطهیی از دنیا چنین موجود عجیبی را مشاهده
نكردهاند و همگی آن را پدیده نوظهور ناشی از تغییرات ژنتیكی
شكستخورده دانشمندان میدانند.
برای اولین بار،
روزنامه ایزوستیا از راز فعالیت دراكولای جدید پرده برداشت و افشای
این راز، مردم تگزاس و سپس بقیه ساكنان امریكا را با نگرانی روبرو
ساخت. ابتدا یكی از مزرعهداران تگزاس پی به وجود این موجود
خارقالعاده برد. این كشاورز سحرگاه یك روز وقتی با شنیدن سر و
صدای عجیبی از خواب بیدار شد و از منزلش بیرون آمد انبوهی از
لاشههای مرغ و بوقلمون را مشاهده كرد كه بر زمین پراكنده بود.
بادقت بر روی لاشهها پی برد كه خون همه مرغها و بوقلمونها كاملا
مكیده شده و از اندام مچالهشده آنها تفالهیی باقی مانده است.
این
مزرعهدار با استفاده از چراغ قوه به گشتزنی در مزرعه و در میان
انبوه درختان پرداخت تا اینكه با موجود عجیبالخلقهیی روبرو شد كه
در حال فرار بود.
این
موجود خونآشام تا حدی به سگ، كانگورو و یك موش عظیمالجثه شباهت
داشت، بدنش بدون مو یا پشم بود و چشمانی فروزان و دریده داشت.
طی
چند شب، كشاورزان و دامداران دیگری هم با شبیخون این هیولای
خونآشام روبرو شدهاند و لاشههای بوقلمون و شترمرغ و حتی گوسفندان
و گوسالههایی را دیدهاند كه خون بدنشان كاملا مكیده شده بود.
در
معایناتی كه متخصصان از این لاشهها به عمل آوردهاند،روی گردن هر
حیوان سوراخ گردی دیدهاند. اطراف این حفرههای ایجاد شده بر گردن
حیوانات هیچ اثری از خون دیده نشد و این قدرت مكندگی خون، توسط
موجود خارقالعاده را نشان میدهد. در كالبدشكافی از لاشهها نیز
كارشناسان با حیرت تمام متوجه شدندكه قطرهیی خون در بدن این
قربانیان گرفتار شده در چنگ هیولای شبانه وجود ندارد.
همراه
با وحشت و نگرانیهایی كه در مناطق مختلف تگزاس بخصوص در نقاط
روستایی بین مردم به وجود آمده است،شایعات و اظهارنظرهایی درباره
ظهور هیولا ابراز میشود. برخی از دانشمندان معتقدند كه چنین موجودی
تاكنون در تاریخ طبیعی و جانوری وجود نداشته، بلكه این خونآشام،
در قرن بیستم و یكم خلقت یافته و باید در فهرست انواع جانوران و
موجودات زنده نامی برای آن تعیین كرد.
برخی از جانورشناسان نیز معتقدند این موجود عجیبالخلقه، نتیجه دستكاریهای ژنتیکی
و تلاش برای همانندسازی موجودات است كه آزمایشات ناموفق ژنتیكی
دانشمندان زمینی یا غیرزمینی، سبب به وجود آمدن آن شده است.
به
گفته متخصصان علم ژنتیك، در حدود شش سال پیش هم در یكی از مناطق
علمی پورتوریكو، جانور عجیبالخلقهیی مشاهده شد كه در آنجا گروهی از
دانشمندان به آزمایشهای بیولوژیكی می پرداختن
منبع:Aftab news
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 1:5  توسط ali
|
عکسي از ورزشگاههاي مختلف محل بازيهاي المپيک پکن 2008
استاديوم ملي پکن معروف به «آشيانه پرنده» با گنجايش 91 هزار صندلي که ميزبان مراسم افتتاحيه و اختتاميه المپيک بوده و مسابقات دو و ميداني و فينال فوتبال نيز در اين استاديوم برگزار خواهد شد:

استاديوم ملي ورزش هاي آبي پکن موسوم به «مکعب آب» با ظرفيت 17 هزار نفر محل برگزاري ورزش هاي آبي و شنا

ورزشگاه بسکتبال المپيک پکن با ظرفيت 18 هزار صندلي ميزبان رقابت هاي بسکتبال

ورزشگاه سرپوشيده دانشگاه فناوري چين با ظرفيت 7 هزار و 500 نفر محل برگزاري مسابقات بدمينتون و ژيمناستيک

ورزشگاه «لائوشان ولودروم» ميزبان مسابقات دوچرخه سواري داخل سالن با گنجايش 6 هزار صندلي

مرکز تنيس سبز المپيک پکن داراي 10 زمين مسابقه تنيس و 6 زمين تمريني با ظرفيت 17 هزار و 400 نفر

سالن سرپوشيده دانشگاه کشاورزي چين محل برگزاري مسابقات کشتي با ظرفيت 8 هزار و 200 صندلي

ورزشگاه سرپوشيده دانشگاه هوانوردي و کيهان نوردي پکن با ظرفيت 5 هزار و 400 صندلي ميزبان رقابت هاي وزنه برداري

استاديوم کارگران از استاديوم هاي قديمي چين ساخت سال 1959 محل برگزاري رقابت هاي فوتبال با ظرفيت 70 هزار نفر

مجموعه ورزشي هاکي داراي دو زمين مسابقه با ظرفيت 17 هزار صندلي

زمين واليبال ساحلي با ظرفيت 12 هزار تماشاگر

زمين تيراندازي با ظرفيت 5 هزار نفر

مجموعه بيسبال شامل دو زمين مسابقه و يک زمين تمريني با ظرفيت 15 هزار نفر

خوب اميدوارم لذت برده باشيد و استفاده کرده باشيد
+ نوشته شده در جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 2:32  توسط ali
|
خوب یه خبر خوش بالاخره بعد از کنکاشهای بسیار تونستم لیست شبکه هایی
که مراسم افتتاحیه رو پوشش میدن پیدا میکنم که از این شرح هستن
طیق معمول شبکه ARD آلمان که در زمان بازیهای جام ملتهای اروپا بازیها رو پوشش میداد قرار مراسم رو پخش مستقیم بده
(پکیج تی پی اس) France 2 - Eurosport Fr
(پکیج پلست) TVP 1 - Euorsport Int'l
همچنین در کانالهای زیر هم مراسم پخش میشود
Canal
TSR 2
TSI 2
SF 2
Rai Due
Dubai sports و Abu Dhabi Sports امتیاز پخش مستقیم رقابتهای المپیک را خریداری کردند!

طبق گزارش روزنامه محلی Gulf News دو شبکه ورزشی مشهور کشور
امارات،Dubai Sports و Abu Dhabi sports امتیاز پخش مستقیم بیست و نهمین
دوره رقابتهای المپیک که در تاریخ 8 آگوست 2008 در کشور چین آغاز خواهد شد
را خریداری کرده و از تاریخ 8 لغایت 24 آگوست 2008 کلیه رقابتهای المپیک
بعلاوه حواشی آن من جمله مراسم افتتاحیه و اختتامیه این رقابتها را بصورت
FTA تحت پوشش تصویری قرار خواهند داد!
راشد امیری مدیر عامل شبکه
تلویزیونی Dubai Sports در گفتگو با Gulf News اظهار داشت،ما رقابتهای
المپیک رو بطور کامل پوشش خواهیم داد،کانالهای ما FTA هستند و کدگذاری
نشده اند،ما مشتاق ارائه یک سرویس عالی به بینندگان خود هستیم!
وی
افزود ما همه روزه بخش وسیعی از رقابتها را بصورت مستقیم پوشش خواهیم
داد،مراسم افتتاحیه رقابتها راس ساعت 4 بعد از ظهر روز جمعه مورخ 8 آگوست
2008 از طریق کانال Dubai Sports پخش خواهد شد و از روز شنبه به بعد،همه
روزه از ساعت 8 صبح الی 8 شب پوشش مستقیم این رقابتها خواهیم پرداخت و
نیمه شبها نیز یک بخش خبری ویژه به بررسی رویدادهای آن روز اختصاص خواهد
یافت.
یاداور میشوم کشور امارات با اعزام 8 نماینده به رقابتهای
المپیک 2008 پکن،بزرگترین کاروان اعزامی به رقابتهای المپیک را در بین
کشورهای عربی حوزه خلیج فارس داراست!
در
بین نفرات اعزامی کاروان امارات،شیخ احمد محمد حشر المکتوم برنده مدال
طلای المپیک 2004 آتن در رشته تراپ دوبل مردان (Men's Double Trap) از
بیشترین امید برای کسب مدال برخوردار است،سایر ورزشکاران اعزامی کاروان
امارت نیز در رشته های تیر اندازی،تکواندو،اسب سواری،جودو،قایقرانی،شنا و
دو و میدانی با حریفان خود رقابت خواهند کرد.
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 1:35  توسط ali
|
امروز براتون چند تا کلیپ با حال دارم
تا حالا چیزهای عجیب زیادی دیدید ولی این یکی رو فکر نکنم دیده باشید
یه ماهی مرده و تکه تکه شده تکون میخوره
دریافت
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 16:7  توسط ali
|
اخبار زرد زرد زرد
نرم افزار ويژه آموزش حك به همراه فايل تصويري سنگ قبرنويسي (1 كليك)
كليپ خفن از تجاوز يك مرد به منشي گوشي موبايل خود (195068563212566 كليك)
چگونه بدون داشتن هرگونه ظرافت خدادادي، ديگران را مجذوب چهره خود كنيم؟(فتوشاپ+ قرص توهم زا)
متن كامل دعاي شب قبل از امتحان (مذهبي، ويژه لو نرفتن تقلب)
دانلود خاطرات دلبركان غمگين من، به همراه عكس، بلوتوث شيطاني وشماره تلفن دلبركان جهت هرگونه اخاذي
جديد ترين فايل صوتي از صداي بادگلوي ديويد بكهام. "ام پي تري- كيفيت بالا" ( توجه: ساير صداهاي وي نيز موجود است)
عكسي از قبض آب يك استخر زنانه به همراه درج ميزان مصرف و مهلت پرداخت (مثبت 18)
انواع ترفندهاي كامپيوتري و آنتي ويروس براي مقابله با ويروس اچ آي وي
چگونه عكس و آي دي خود را از روي شيشه بطري شير پاك كنيم؟ (كليپ فلش)
آموزش اپرا (سبك پاواراتي) با صداي استاد جواد يساري (جديد)
راهنمايي و مشاوره ازدواج با گزينه مناسب و اگر نشد، گزينه نامناسب!
مركز دوست يابي و همسريابي با استفاده از نرم افزارهاي دوست ياب، ردياب و موقعيت ياب ( GPS )، مجهز به سيستم تخمين درآمد و املاك پدر طرف
آموزش ضبط نوار قلب و نوار غزه، بر روي سي دي و دي وي دي
عكسي تكان دهنده از گاز گرفتن آقاي ايمني(گاز) توسط يك سگ هار (مشاهده صرفا براي استانهاي بدون گاز)
برگي از تاريخ: ماجراي تقدير فتحعليشاه از يك خير و نيكوكار حرمسراساز!
راهنماي تعمير و نگهداري ماشين لباس شويي به همرا آدرس مراكز مجاز قالي شويي و زناشويي
فروش كليه، همراه با گارانتي و خدمات پس از فروش
ورود مجردها ممنوع! -(كشتي نوح)
هشدار وزارت ارتباطات در باره ممنوعيت استفاده از تمبر هندي در مرسولات پستي
خبري از دنياي نمايش: مهريه از امشب به اجرا گذاشته مي شود.
كتاب اصول تعهد و ازدواج موفق، اثر ساركوزي (نويسنده كتاب موفق همسر يك دقيقهاي)- پي دي اف
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 1:53  توسط ali
|
چهار دانشجو كه به خودشان اعتماد كامل داشتند يك هفته قبل از امتحان پايان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر ديگر حسابي به خوشگذراني پرداختند.
اما وقتي به شهر خود برگشتند متوجه شدند كه در مورد تاريخ امتحان اشتباه كرده اند و به جاي سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است.
بنابراين تصميم گرفتند استاد خود را پيدا كنند وعلت جا ماندن از امتحان را براي او توضيح دهند.
آنها به استاد گفتند: ما به شهر ديگري رفته بوديم كه در راه برگشت لاستيك خودرومان پنچر شد و از آنجايي كه زاپاس نداشتيم تا مدت زمان طولاني نتوانستيم كسي را گير بياوريم و از او كمك بگيريم، به همين دليل دوشنبه دير وقت به خانه رسيديم.».....
استاد فكري كرد و پذيرفت كه آنها روز بعد بيايند و امتحان بدهند.
چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر يك ورقه امتحاني را داد و از آنها خواست كه شروع كنند....
آنها به اولين مسأله نگاه كردند كه 5 نمره داشت. سوال خيلي آسان بود و به راحتي به آن پاسخ دادند.....
سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال 95 امتيازي پشت ورقه پاسخ بدهند كه سوال اين بود:
كدام لاستيك پنچر شده بود....؟!!!
+ نوشته شده در جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 3:4  توسط ali
|
طرز تهيه يك فيلم پرفروش در سينماي ايران
1. محمدرضا گلزارِ بزك كرده(يك عدد كامل)
2. مهناز افشار و الناز شاكردوست به ميزان كافي
3. نيروي آموزش ديده براي دست و پا زدن در پشت صحنه
4.تجهيزات اعم از دوربين، نور، صدا، حركت!
روش تهيه:
قبل از شروع- محمدرضا گلزار را در اتاق گريم خوب ورز ميدهيم. كمي بهاش پياز ميماليم و مياندازيمش جلوي دوربين(در اينجا خانمها و آقايان وبلاگنويس دقت داشته باشند كه ميزان پياز ماليده شده بايد به حدي باشد كه اشك از چشمان گلزار جاري شود. او شكست عشقي خورده و علت اين شكست و ضربه سنگين روحي به او خانواد دختر مورد علاقه او بوده است. اگر فرد مونثِ طرفدار گلزار كه در حال تماشاي فيلم است با گلزار احساس همذات پنداري پيدا كرد و با خودش گفت: آخي بميرم، اگه من به جاي دختره بودم خانوادم از خداشون هم بود! مشخص ميشود كه ميزان پياز ماليده شده بسيار خوب بوده و به مرحله بعد ميرويم)
حدود 10 دقيقه ميگذاريم تا گلزار با شعله ملايم جلوي دوربين حسابي جا بيافتد. سپس مهناز افشار را با مقدار متنابهي ناز و عشوه و كرشمه- درسته به محمدرضاگلزار اضافه ميكنيم، شعله زير گاز را زياد ميكنيم كمي نمك و فلفل ميزنيم و اين مغلمه را تا زماني كه ببننده دچار غش و ضعف شود هَم ميزنيم. شعله زير گاز را كم ميكنيم و الناز شاكردوست را به آرامي اضافه ميكنيم و در همين حال به هم زدن ادامه ميدهيم تا الناز شاكردوست حسابي با مواد قبلي مخلوط شود. ديگر تقريباً آماده است. جهت تزئين ميتوانيد از حسام نواب صفوي و حميد گودرزي بر حسب سليقه استفاده كنيد. نوش جانتان!
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 2:27  توسط ali
|
درس هاي اخلاقي طنز ولي به درد بخور
درس اول: يه روز مسوول فروش ، منشي دفتر ، و مدير شركت براي ناهار به سمت سلف قدم مي زدند… يهو يه چراغ جادو روي زمين پيدا مي كنن و روي اون رو مالش ميدن و جن چراغ ظاهر ميشه… جن ميگه: من براي هر كدوم از شما يك آرزو برآورده مي كنم… منشي مي پره جلو و ميگه: «اول من ، اول من!… من مي خوام كه توي باهاماس باشم ، سوار يه قايق بادباني شيك باشم و هيچ نگراني و غمي از دنيا نداشته باشم»… پوووف! منشي ناپديد ميشه… بعد مسوول فروش مي پره جلو و ميگه: «حالا من ، حالا من!… من مي خوام توي هاوايي كنار ساحل لم بدم ، يه ماساژور شخصي و يه منبع بي انتهاي آبجو داشته باشم و تمام عمرم حال كنم»… پوووف! مسوول فروش هم ناپديد ميشه… بعد جن به مدير ميگه: حالا نوبت توئه… مدير ميگه: «من مي خوام كه اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توي شركت باشن
نتيجهء اخلاقي اينكه هميشه اجازه بده كه رئيست اول صحبت كن
*****
درس دوم: يه روز يه كشيش به يه راهبه پيشنهاد مي كنه كه با ماشين برسوندش به مقصدش… راهبه سوار ميشه و راه ميفتن… چند دقيقهء بعد راهبه پاهاش رو روي هم ميندازه و كشيش زير چشمي يه نگاهي به پاي راهبه ميندازه… راهبه ميگه: پدر روحاني ، روايت مقدس 129 رو به خاطر بيار… كشيش قرمز ميشه و به جاده خيره ميشه… چند دقيقه بعد بازم شيطون وارد عمل ميشه و كشيش موقع عوض كردن دنده ، بازوش رو با پاي راهبه تماس ميده… راهبه باز ميگه: پدر روحاني! روايت مقدس 129 رو به خاطر بيار!… كشيش زير لب يه فحش ميده و بيخيال ميشه و راهبه رو به مقصدش مي رسونه… بعد از اينكه كشيش به كليسا بر مي گرده سريع ميدوه و از توي كتاب روايت مقدس 129 رو پيدا مي كنه و مي بينه كه نوشته: «به پيش برو و عمل خود را پيگيري كن… كار خود را ادامه بده و بدان كه به جلال و شادماني كه مي خواهي مي رسي
نتيجهء اخلاقي اينكه اگه توي شغلت از اطلاعات شغلي خودت كاملا آگاه نباشي، فرصتهاي بزرگي رو از دست ميدي
*****
درس سوم: بلافاصله بعد از اينكه زن پيتر از زير دوش حمام بيرون اومد پيتر وارد حمام شد… همون موقع زنگ در خونه به صدا در اومد… زن پيتر يه حوله دور خودش پيچيد و رفت تا در رو باز كنه… همسايه شون -رابرت- پشت در ايستاده بود… تا رابرت زن پيتر رو ديد گفت: همين الان 2000 دلار بهت ميدم اگه اون حوله رو بندازي زمين!… بعد از چند لحظه تفكر ، زن پيتر حوله رو ميندازه و رابرت چند ثانيه تماشا مي كنه و 2000 دلار به زن پيتر ميده و ميره… زن دوباره حوله رو دور خودش پيچيد و به حمام برگشت… پيتر پرسيد: كي بود زنگ زد؟ زن جواب داد: رابرت همسايه مون بود… پيتر گفت: خوبه… چيزي در مورد 2000 دلاري كه به من بدهكار بود گفت؟
نتيجهء اخلاقي: اگه شما اطلاعات حساس مشترك با كسي داريد كه به اعتبار و آبرو مربوط ميشه ، هميشه بايد در وضعيتي باشيد كه بتونيد از اتفاقات قابل اجتناب جلوگيري كنيد
*****
درس چهارم: من خيلي خوشحال بودم… من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته بوديم… والدينم خيلي كمكم كردند… دوستانم خيلي تشويقم كردند و نامزدم هم دختر فوق العاده اي بود… قط يه چيز من رو يه كم نگران مي كرد و اون هم خواهر نامزدم بود… اون دختر باحال ، زيبا و جذابي بود كه گاهي اوقات بي پروا با من شوخي هاي ناجوري مي كرد و باعث مي شد كه من احساس راحتي نداشته باشم… يه روز خواهر نامزدم با من تماس گرفت و از من خواست كه برم خونه شون براي انتخاب مدعوين عروسي…سوار ماشينم شدم و وقتي رفتم اونجا اون تنها بود و بلافاصله رك و راست به من گفت: اگه همين الان 800 دلار به من بدي بعدش حاضرم با تو …………….! من شوكه شده بودم و نمي تونستم حرف بزنم… اون گفت: من ميرم توي اتاق خواب و اگه تو مايل به اين كار هستي بيا پيشم… وقتي كه داشت از پله ها بالا مي رفت من بهش خيره شده بودم و بعد از رفتنش چند دقيقه ايستادم و بعد به طرف در ساختمون برگشتم و از خونه خارج شدم… يهو با چهرهء نامزدم و چشمهاي اشك آلود پدر نامزدم مواجه شدم! پدر نامزدم من رو در آغوش گرفت و گفت: تو از امتحان ما موفق بيرون اومدي… ما خيلي خوشحاليم كه چنين دامادي داريم… ما هيچكس بهتر از تو نمي تونستيم براي دخترمون پيدا كنيم… به خانوادهء ما خوش اومدي
نتيجهء اخلاقي: هميشه كيف پولتون رو توي داشبورد ماشينتون بذاريد
*****
درس پنجم: يه شب خانم خونه اصلا” به خونه بر نميگرده و تا صبح پيداش نميشه! صبح بر ميگرده خونه و به شوهرش ميگه كه ديشب مجبور شده خونهء يكي از دوستهاي صميميش (مونث) بمونه. شوهر بر ميداره به 10 تا از صميمي ترين دوستهاي زنش زنگ ميزنه ولي هيچكدومشون حرف خانم خونه رو تاييد نميكنن!
يه شب آقاي خونه تا صبح برنميگرده خونه. صبح وقتي مياد به زنش ميگه كه ديشب مجبور شده خونهء يكي از دوستهاي صميميش (مذكر) بمونه. خانم خونه بر ميداره به 10 تا از صميمي ترين دوستهاي شوهرش زنگ ميزنه. 10 تاشون تاييد ميكنن كه آقا تمام شب رو خونهء اونا مونده!! 4 تاي ديگه حتي ميگن كه آقا هنوزم خونهء اونا پيش اوناست.
نتيجهء اخلاقي: يادتون باشه كه مردها دوستهاي بهتري هستند
*****
درس ششم: چهار تا دوست كه 20 سال بود همديگه رو نديده بودند توي يه مهموني همديگه رو مي بينن و شروع مي كنن در مورد زندگي هاشون براي همديگه تعريف كنن. بعد از يه مدت يكي از اونا بلند ميشه ميره دستشويي. سه تاي ديگه صحبت رو مي كشونن به تعريف از فرزندانشون… : پسر من باعث افتخار و خوشحالي منه. اون توي يه كار عالي وارد شد و خيلي سريع پيشرفت كرد. پسرم درس اقتصاد خوند و توي يه شركت بزرگ استخدام شد و پله هاي ترقي رو سريع بالا رفت و حالا شده معاون رئيس شركت. پسرم انقدر پولدار شده كه حتي براي تولد بهترين دوستش يه مرسدس بنز بهش هديه داد.
دومي: جالبه. پسر من هم مايهء افتخار و سرفرازي منه. توي يه شركت هواپيمايي مشغول به كار شد و بعد دورهء خلباني گذروند و سهامدار شركت شد و الان اكثر سهام اون شركت رو تصاحب كرده. پسرم اونقدر پولدار شد كه براي تولد صميمي ترين دوستش يه هواپيماي خصوصي بهش هديه داد.
سومي: خيلي خوبه. پسر من هم باعث افتخار من شده. اون توي بهترين دانشگاههاي جهان درس خوند و يه مهندس فوق العاده شد. الان يه شركت ساختماني بزرگ براي خودش تاسيس كرده و ميليونر شده. پسرم اونقدر وضعش خوبه كه براي تولد بهترين دوستش يه ويلاي 2000 متري بهش هديه داد.
هر سه تا دوست داشتند به همديگه تبريك مي گفتند كه دوست چهارم برگشت سر ميز و پرسيد اين تبريكات به خاطر چيه؟ سه تاي ديگه گفتند: ما در مورد پسرهامون كه باعث غرور و سربلندي ما شدن صحبت كرديم. راستي تو در مورد فرزندت چي داري تعريف كني؟چهارمي گفت: دختر من رقاص كاباره شده و شبها با دوستاش توي يه كلوپ مخصوص كار ميكنه. سه تاي ديگه گفتند: اوه! مايهء خجالته! چه افتضاحي! دوست چهارم گفت: نه. من ازش ناراضي نيستم. اون دختر منه و من دوستش دارم. در ضمن زندگي بدي هم نداره. اتفاقا” همين دو هفته پيش به مناسبت تولدش از سه تا از صميمي ترين دوست پسراش يه مرسدس بنز و يه هواپيماي خصوصي و يه ويلاي 2000 متري هديه گرفت.
نتيجهء اخلاقي: هيچوقت به چيزي كه كاملا” در موردش مطمئن نيستي افتخار نكن
*****
درس هفتم: توي اتاق رختكن كلوپ گلف ، وقتي همهء آقايون جمع بودند يهو يه موبايل روي يه نيمكت شروع ميكنه به زنگ زدن. مردي كه نزديك موبايل نشسته بود دكمهء اسپيكر موبايل رو فشار ميده و شروع مي كنه به صحبت. بقيهء آقايون هم مشغول گوش كردن به اين مكالمه ميشن…
مرد: الو؟
صداي زن اونطرف خط: الو سلام عزيزم. تو هنوز توي كلوپ هستي؟
مرد: آره.
زن: من توي فروشگاه بزرگ هستم. اينجا يه كت چرمي خوشگل ديدم كه فقط 1500 دلاره. اشكالي نداره اگه بخرمش؟
مرد: نه. اگه اونقدر دوستش داري اشكالي نداره.
زن: من يه سري هم به نمايشگاه مرسدس بنز زدم و مدلهاي جديد 2008 رو ديدم. يكيشون خيلي قشنگ بود. قيمتش 150000 دلار بود.
مرد: باشه. ولي با اين قيمت سعي كن ماشين رو با تمام امكانات جانبي بخري.
زن: عاليه. اوه… يه چيز ديگه… اون خونه اي رو كه قبلا” ميخواستيم بخريم دوباره توي بنگاه گذاشتن براي فروش. ميگن 1500000 دلاره.
مرد: خب… برو تا فروخته نشده پولشو بده. ولي سعي كن 1500000 دلار بيشتر ندي.
زن: خيلي خوبه. بعدا” مي بينمت عزيزم. خداحافظ.
مرد: خداحافظ.
بعدش مرد يه نگاهي به آقايوني كه با حسرت نگاهش ميكردن ميندازه و ميگه: كسي نميدونه كه اين موبايل مال كيه؟!
نتيجهء اخلاقي: هيچوقت موبايلتونو جايي جا نذاري
*****
درس هشتم: يه زوج ?? ساله به مناسبت سي و پنجمين سالگرد ازدواجشون رفته بودند بيرون كه يه جشن كوچيك دو نفره بگيرن. وقتي توي پارك زير يه درخت نشسته بودند يهو يه فرشتهء كوچيك خوشگل جلوشون ظاهر شد و گفت: به خاطر اينكه شما هميشه يه زوج فوق العاده بودين و تمام مدت به همديگه وفادار بودين من براي هر كدوم از شما يه دونه آرزو برآورده ميكنم.
زن از خوشحالي پريد بالا و گفت: اوه! چه عالي! من ميخوام همراه شوهرم به يه سفر دور دنيا بريم. فرشته چوب جادوييش رو تكون داد و پوف! دو تا بليط درجه اول براي بهترين تور مسافرتي دور دنيا توي دستهاي زن ظاهر شد!
حالا نوبت شوهر بود كه آرزو كنه. مرد چند لحظه فكر كرد و گفت: خب… اين خيلي رمانتيكه. ولي چنين بخت و شانسي فقط يه بار توي زندگي آدم پيش مياد. بنابراين خيلي متاسفم عزيزم… آرزوي من اينه كه يه همسري داشته باشم كه 10 سال از من كوچيكتر باشه!
زن و فرشته جا خوردند و خيلي دلخور شدند. ولي آرزو آرزوئه. و بايد برآورده بشه. فرشته چوب جادوييش رو تكون داد و پوف! مرد 70 سالش شد!
نتيجهء اخلاقي: مردها ممكنه زرنگ بدجنس باشند ، ولي فرشته ها زن هستند!
*****
درس نهم: يه مرد 80 ساله ميره پيش دكترش براي چك آپ. دكتر ازش در مورد وضعيت فعليش مي پرسه و پيرمرد با غرور جواب ميده:
هيچوقت به اين خوبي نبودم. تازگيا با يه دختر 20 ساله ازدواج كردم و حالا باردار شده و كم كم داره موقع زايمانش ميرسه. نظرت چيه دكتر؟
دكتر چند لحظه فكر ميكنه و ميگه: خب… بذار يه داستان برات تعريف كنم. من يه نفر رو مي شناسم كه شكارچي ماهريه. اون هيچوقت تابستونا رو براي شكار كردن از دست نميده. يه روز كه مي خواسته بره شكار از بس عجله داشته اشتباهي چترش رو به جاي تفنگش بر ميداره و ميره توي جنگل. همينطور كه ميرفته جلو يهو از پشت درختها يه پلنگ وحشي ظاهر ميشه و مياد به طرفش. شكارچي چتر رو مي گيره به طرف پلنگ و نشونه مي گيره و ….. بنگ! پلنگ كشته ميشه و ميفته روي زمين!
پيرمرد با حيرت ميگه: اين امكان نداره! حتما” يه نفر ديگه پلنگ رو با تير زده!
دكتر يه لبخند ميزنه و ميگه: دقيقا” منظور منم همين بود!
نتيجهء اخلاقي: هيچوقت در مورد چيزي كه مطمئن نيستي نتيجهء كار خودته ادعا نداشته نباش!
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 20:15  توسط ali
|
اومم … مامانی جونم
امروز زد پشت دستم ! یه نگاه تو چشاش کردم یهویی بغضم ترکید ! مامانی گفت
: کوفت … مگه نگفتم شکلاتت رو مثه ادم بخور لباسات کثیف نشه ! حالا من از
کدوم گوری پودر رختشویی گیر بیارم لباساتو بشورم !
تو دلم گفتم : ایشش … من نمیتونم مثه ادم شکلات بخورم … من فقط عین بچه ها میتونم شکلات بخورم ! عین بچه ها …. عین بچه ها … میفهمی ؟
اومم … سر سفره مامانی
پلو تو دهنم کرد در اوردم ! بابا جونم زد روی پام ! یهویی اشکام در اومد
جیغ کشیدم ! باباجونم گفت : کوفت … برنج به این گرونی رو چرا در میاری
میمون !
تو دلم گفتم : بابای بی ادب … سیر شدم خوب ! تازه همه میگن من شکل بابا جونم شدم !
اومم … عصری که شد
دوبار جیش کردم ! مامانی جونم پامو نیشگون گرفت بهم گفت : خرس گنده خجالت
نمیکشی هی جیش میکنی ! میدونی پوشک بسته ای چنده انتر ؟
تو دلم گفتم : ایشش … چرا نیشگون میگیری مامانه بد …مامانه بی ادب ! من خرس گنده نیستم ! من خرس گنده نیستم … چرا نمیفهمی اینو ؟
شب تلویزیون یه اقایی
رو نشون داد که داشت حرف میزد … بابا جونم به اون اقاهه گفت : بدبختمون
کردی رفت … چی شد پول نفت ؟ از کجا بیارم پودر هزار تومنی بخرم ! برنج
چهار هزار تومنی بخرم ! پوشک سه هزار تومنی بخرم ! مامان جونم یه حرف زشت
زد
یه
نگاهی به اون اقاهه کردم … پشت دستم درد گرفت … جای نیشگون مامانم سوخت …
لب ورچیدم … چشام پره اشک شد ! از اون اقاهه بدم اومد … دلم خواست بهش
حرفای زشت یزنم ! اما من که عین مامان بابام بی ادب نیستم که … فقط تو دلم
بهش گفتم :.........
دیگه ازت بدم میاد …بدم میاد … بدم میاد …
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 3:29  توسط ali
|